حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

459

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

حلاج گويد : پيامبران بر احوال خود چيره‌اند و حال‌ها آنها را دگرگون نمىكنند . اما ديگران ، حال‌ها بر آنها چيره‌اند « 1 » اختبار : تجربه ، آزمودن ، از حقيقت چيزى آگاهى يافتن ، امتحان به سختيها ، آزمودن خدا انسان صادق را . اختيار : در برابر جبر ، هر آنچه خدا براى آدمى اختيار كند ، آدمى آن را اختيار كند . إخلاص : اخلاص از خلص به معناى رهايى ، ويژه كردن ، يكتويى ، يكتايى . آزاد كردن قلب از مخلوط شدن و شائبه خلطى كه صفاى قلب را از بين ببرد . حلاج : تصفيه عمل از شوائب كدورت است . پاك و خالص كردن نيّت و عمل از هر انگيزه‌اى جز مقصود و هدف است . در عمل ترك رياء در طاعات است . حافظ : ز دل گواهى اخلاص ما بپرس و ببين * كه هرچه هست در آئينه روى بنمايد اسرار توحيد : اخلاص سرّى از اسرار خداوندى است ، كه در دل و جان عبد قرار دارد و آن خلوص نيت و خالص كردن دل سالك و عابد از شوائب شرك است . مولوى : تا ز اخلاص و ريا بيرون شدم * جان اخلاص و ريا اقبال عشق أخلاق : جمع « خلق » و به معنى خوى ، نهاد ، سرشت و طبع . « تخلقّوا بأخلاق اللّه » يعنى خلق و خوى خدا گيريد . اخلاق همان طبيعت باطنى ، سرشت درونى ، دانش بد و نيك خويها و تدبير انسان است ، براى نفس خود يا يك تن خاص . حلاج : جفاى خلق در تو اثر نكند پس از آنكه حق را بشناختى . اخيار : جمع خير ، برگزيدگان ، نيكوكاران در تعبير عارف اخيار هفت تن از جملهء سيصد و پنجاه و شش تن مردان غيب . به گفتهء جامى اهل حل و عقد از عرفا و متصوف اولياء اللّه را گويند . « 2 » اراده : خواستن و طلب حقيقت را گويند . اختيار مسبوق به تصور و تصديق ميل و

--> ( 1 ) . سلمى ، عبد الرحمن ، طبقات الصوفيه ، ص 310 . ( 2 ) . جامى ، عبد الرحمن ، نفحات الانس ، به نقل از فرهنگ اصطلاحات عرفانى ، ص 68 .